روزي که درس عشق را آغاز کردمانگار در عرش خدا پرواز کردمروزي که نخلستان دل بي باغبان شدبطن زمين را محرم اين راز کردممولاي درد کوفه گشتم تا که آخرراهي به سوي درد زهرا باز کردمبا درد خواندم نغمه ي سرگشتگي راغم هاي محراب تو را ابراز کردماشکي ز سوز سينه ام غرق نوا شدتصنيف مرگ مرتضي را ساز کردمجان تمام خلق را يکجا گرفتنددر خون نماد شيعه را ايجاز کردم
زهرا زماني